متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

همینک در مجله آنلاین زندگی با عنوان متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است یکی از شعرهای بسیار زیبا و خواندنی می باشد .

این شعر توسط مرحوم کربلایی محمود بهجت پدر آیه الله العظمی بهجت سروده شده است .

در ادامه با ما همراه باشید .

متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

{ شب وصل است و تبِ دلبری جانان است }

{ ساغر وصل لبالب به لب مستان است }

{ در نظر بازیشان اهل نظر حیران است }

{ گوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است }

{ چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ « یارب این بوی خوش از روضة جان می آید ؟ }

{ یا نسیمی است کزان سوی جهان می آید ؟ » }

{ « یارب این نور صفات از چه مکان می آید ؟ » }

{ « عجب این قهقهه از حورِ جنان می آید ! » }

{ یارب این آبِ حیات از چه دلی جوشان است ؟ }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ « چه سَماع است که جان رقص کنان» می آید ؟ }

{ « چه صفیر است که دل بال زنان می آید ؟ » }

{ چه پیامی است ؟ چرا موج گمان می آید ؟ }

{ چه شکار است ؟ چرا بانگ کمان می آید ؟ }

{ چه فضائی است ؟ چرا تیر قضا پران است ؟ }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ گوش تا گوش ، همه کرّ و فرِ دشمنِ پست }

{ شاه بنشسته ، بر او حلقة یاران الست }

{ « پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست » }

{ چار تکبیر زده یکسره بر هر چه که هست }

{ خیمه در خیمه صدای سخن قرآن است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ وَه از آن آیتِ رازی که در آن محفل بود }

{ « مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود » }

{ « عشق می گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود » }

{ « خم می بود که خون در دل و پا در گل بود » }

{ ساغر سرخ شهادت به کف مستان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ این حسین است که عالم همه دیوانة اوست }

{ او چو شمعی است که جانها همه پروانة اوست }

{ شرف میکده از مستی پیمانة اوست }

{ هر کجا خانه عشق است همه خانة اوست }

{ حالیا خیمه گهش بزمگه رندان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ قل هوالله بزاید زلبش ، رمز احد }

{ لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد }

{ این تمنا ز احد در دل او رفته زحد: }

{ می وصلی بچشان – تا در زندان ابد }

{ بشکنم – از خم وحدت که چنین جوشان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ محرمان حلقه زده در پی پیغامی چند : }

{ « چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند » }

{ « فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند » }

{ که نماندست ره عشق مگر گامی چند }

{ در بلائیم ولی عشق بلا گردان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ امشب است آنکه « ملایک در میخانه زدند }

{ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند » }

{ « با من راه نشین باده مستانه زدند » }

{ « قرعه فال به نام من دیوانه زدند » }

{ یوسفِ فاطمه را ننگِ جهان زندان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ هان که گوی فلک صدق به چوگان من است }

{ ساحت کون و مکان عرصه میدان من است }

{ دیدة فتح ابد عاشق جولان من است }

{ هر چه در عالم امر است به فرمان من است }

{ پیش ما آتش نمرود گلِ بستان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ « هان و هان ناقة حقیم » مجوئید حیَل }

{ «تا نبرد سرتان را سرِ شمشیرِ اجل » }

{ « پیش جان و دل ما آب و گلی را چه محل ؟ » }

{ « کار حق کن فیکون است نه موقوف علل » }

{ بی فروغ رخ او ، جان و جهان بی جان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ ظهر فردا عملِ مذهب رندان بکنم }

{ « قطع این مرحله با مرغ سلیمان » بکنم }

{ حمله بر شعبده از دولت قرآن بکنم }

{ « آنچه استاد ازل گفت بکن » ، آن بکنم }

{ عاقبت خانه ظلم است که آن ویران است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ « نقدها را بود آیا که عیاری گیرند }

{ تا همه صومعه داران پی کاری گیرند » }

{ و به تاریکی شب ره به کناری گیرند }

{ صادقان زآینة صدق ، غباری گیرند }

{ صحنة مشهد ما صحن نگارستان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ گفت عباس که : من از سر جان برخیزم }

{ از « سر جان و جهان دست فشان برخیزم » }

{ « از سر خواجگی کون و مکان برخیزم » }

{ من « ببویت ز لحد رقص کنان برخیزم » }

{ این چه روح است و کرامت که در این یاران است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ در شب قتل، نگفت از سر و سامان، زینب }

{ « داشت اندیشه فردای یتیمان ، زینب » }

{ گفتی از یادِ پریشانی طفلان ، زینب }

{ داشت آن شب همه گیسوی پریشان ، زینب » }

{ این چه خوابی است که در خوابگه شیران است ؟ }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ ظهر فردا ، قد رعنای حسین است کمان }

{ باز جوید شه بی یار ز عباس نشان }

{ ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان }

{ « که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان » }

{ قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند : }

{ صبر از این بیش ندارم ، چکنم تا کی و چند ؟ }

{ جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند }

{ بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند }

{ دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ « او سلیمان زمان است که خاتم با اوست » }

{ « سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست » }

{ نفس « همت پاکان دو عالم با اوست » }

{ زخم شمشیر و سنان چیست ؟ « که مرهم با اوست » }

{ پس چه رازی است که خنجر به گلو بُران است ؟ }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ شام فردا که رسد، زینبِ گریان و دوان }

{ در هیاهوی رذیلانة آن اهرمنان }

{ پرسد از پیکر صدچاک شه تشنه زبان }

{ « که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان ؟ » }

{ جگر رود فرات از تف او سوزان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

*****

{ که دربانی میخانه فراوان کرده است }

{ نوش پیمانة خون بر سر پیمان کرده است }

{ اشک را پیرهنِ یوسفِ دوران کرده است }

{ چنگ بر گونه زده موی پریشان کرده است }

{ در دل حادثه مجموعِ پریشانان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

#####

{ یارب این شام سیه را به جلالی دریاب }

{ بال و پر سوخته را با پر و بالی دریاب }

{ «تشنة بادیه را هم به زلالی دریاب» }

{ جشن دامادی جان را به جمالی دریاب }

{ که عروسِ شرف از شوق حنابندان است }

{ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است }

{ ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است }

{ مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع }

این مطلب به دسته شعر فارسی ها اختصاص دارد .

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

2 دیدگاه در “متن کامل شعر امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مدیر محترم سایت
سلام علیکم. عزاداری قبول باشد. در لینک زیر
https://farsiha.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%b4-%d9%85%d9%87%d9%85/
شعر دکتر احمد جلالی سفیر ایران در یونسکو ترکیب بند شب عاشورا با مطلع: مکن ای صبح طلوع – با مطلع
شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
را اشتباها به مرحوم کربلائی بهجت رحمه الله علیه نسبت داده اید که اشتباه است و ربطی به شعر دکتر جلالی ندارد و کلا چیز دیگری است که در کتابی بنام ایشان منتشر شده. دکتر جلالی این ترکیب بند را در سال ۱۳۸۵ سروده و همان سالها چند بار در روزنامه اطلاعات و دهها سایت دیگر منتشر شده همراه با مقدمه توضیحات و مقاله خوب ایشان. ایشان این ترکیب بند را روی یک خط نوحه قدیمی امشبی را شه دین در حرمش مهمان است. . . . ساخته اند
لطفا نگاه کنید در انترنت جستجو به لینک های زیر
https://cgie.org.ir/fa/news/216547
https://www.alef.ir/news/3990608091.html
https://fa.shafaqna.com/news/630693/
https://www.mashreghnews.ir/news/991302/
لطفا در سایت های فوق و روزنامه اطلاعات و جاهای دیگر جستجو کنید و مقدمه شعر و در پی نوشت های مهم دکتر جلالی را هم لطفا ملاحظه بفرمائید. اگر خواستید بمن ایمیل بزنید airan11@yahoo.com تا شکل کامل شعر و مقاله ایشان را را به پیوست خدمتتان بفرستم که اگر خواستید شعر و مقاله دکتر جلالی را چاپ کنید. با تشکر التماس دعا. با احترام، علی شیرازی

باعرض سلام و احترام
تشکر بابت دقت نظر شما
جهت بررسی و اصلاح به نویسنده ارجاع می گردد
موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.