اسیران کربلا چند نفر بودند؟

بازماندگان واقعه کربلا همچون امام سجاد (ع)، امام چهارم شیعیان و حضرت زینب (س) که به اسارت لشکر عمر بن سعد درآمدند. اسرا به دستور عمر بن سعد، شب یازدهم محرم در کربلا نگه داشته شدند و بعد از ظهر روز یازدهم، به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد برده شدند. ابن زیاد، اسیران را بر روی محمل‌هایی بدون پرده و پوشش و با همراهی گروهی از جمله شمر و طارق بن مُحَفِّز به دربار یزید بن معاویه در شام فرستاد. او دست و پای برخی همچون امام سجاد (ع) را غل و زنجیر کرد.

تعداد و اسامی اسرای کربلا

تعداد و اسامی اسرای کربلا

 مورّخان در تعداد اسرای اهل‌بیت و برخی از بازماندگان اصحاب امام، اتفاق نظر ندارند و هر یک به نام چند نفر از اسرا اشاره کرده اند. اما مجموع این افراد عبارتند از:

الف ـ مردان

در مجموع با جستجو و بررسی در منابع کهن، مردان ذیل که بیشتر آنها کم سن بودند، از حادثة کربلا جان سالم به در بردند:
۱ـ امام سجاد†، ۲ـ حضرت باقر†، ۳ـ عمر بن حسین بن علی بن ابی‌طالب† ۴ ـ محمد بن حسین بن علی‡ ۵ ـ زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب ۶ـ عمرو بن حسن بن علی بن ابی‌طالب ۷ـ محمد بن عمرو بن حسن بن علی بن ابی‌طالب ۸ و ۹ـ دو فرزند جعفر بن ابی طالب ۱۰ـ عبدالله بن عباس بن علی۱۱ـ قاسم بن عبدالله بن جعفر ۱۲ـ قاسم بن محمد بن جعفر ۱۳ـ محمد اصغر بن عقیل ۱۴ـ عُقبة بن سِمعان، غلام رَباب ۱۵ـ غلام عبدالرحمان بن عبد ربّه انصاری ۱۶ـ مسلم بن رباح، غلام امیرالمؤمنین ۱۷ـ علی بن عثمان مغربی.

ب ـ زنان

ابن سعد، تعداد زنان اهل بیت [به غیر از کنیزانشان] را که اسیر شدند، ۶ نفر ، قاضی نعمان مغربی، ۴ نفر و ابوالفرج اصفهانی، ۳ نفر دانسته اند. نام این زنان عبارتند از:
۱، ۲، ۳ و ۴ ـ زینب (کبریٰ)، فاطمه، امّ‌کلثوم (صغری = نفیسه یا زینب صغری) و امّ حسن (دختران امیرالمؤمنین†)؛ ۵ و ۶ـ فاطمه و سکینه (دختران امام حسین†)؛ ۷ ـ رَباب (همسر امام† و مادر سکینه و عبدالله [رضیع])؛ ۸ ـ امّ محمد (فاطمه :دختر امام حسن بن علی‡ ، همسر امام سجاد †و مادر امام باقر†)؛ ۹ـ کنیزان حضرت زینب

مسیر حرکت اسیران کربلا

ورود به کوفه

بنابر آنچه ابن ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغه نوشته است، اسیران کربلا، سوار بر مرکب‌هایی بدون جهاز، به کوفه برده شده و مردم به تماشای آنها پرداختند و در همین حال زنان کوفی از دیدن اسرا گریه می‌کرده‌اند. گفته شده درباره زمان ورود اسرا به کوفه، گزارش صریحی در منابع کهن نیامده است؛ اما بنابر عبارتی از شیخ مفید، می‌توان ورود اسرای کربلا به کوفه را دوازدهم محرم دانست.

ماموران عمر سعد، پس از گذر دادن اسیران از کوچه‌های کوفه، آنان را وارد قصر عبیدالله بن زیاد کردند. گفتگوهای صریحی بین حضرت زینب و عبیدالله گزارش شده است. جمله معروف «ما رَأیْتُ اِلّا جَمیلاً؛ جز زیبایی چیزی ندیدم» از حضرت زینب (س) مربوط به همین مجلس است. همچنین عبیدالله دستور کشتن امام سجاد(ع) را صادر کرد، اما پس از اعتراض حضرت زینب(س) و نیز سخنان تند امام سجاد(ع)، ابن زیاد از کشتن وی صرف‌نظر کرد.

مسیر شام

عبیدالله بن زیاد، گروهی از جمله شمر و طارق بن مُحَفِّز را به همراه اسیران کربلا به شام فرستاد. طبق بعضی گزارش‌ها زحر بن قیس نیز با آنها بوده‌ است. مسیر دقیق حرکت اسیران از کوفه تا شام مشخص نیست؛ برخی بر این عقیده‌اند که با توجه به اماکن منسوب به امام حسین (ع)، می‌توان مسیر حرکت اسیران کربلا را مشخص ساخت؛ از جمله مقام رأس الحسین و امام زین العابدین در دمشق،‌ مقام‌های حِمص، حماء،بعلبعک،حَجَرو طُرح.

در دانشنامه امام حسین(ع) آمده است که میان کوفه و شام در آن روزگار، سه مسیر اصلی (راه بادیه، راه کناره فرات و راه کناره دجله) بود که هر یک از آنها راه‌های فرعی متعددی داشته‌اند.

طبق برخی گزارش‌ها همچون گزارش تاریخ طبری، شیخ مفید و تاریخ دمشق، ابتدا سر امام حسین (ع) و سرهای شهدا به شام فرستاده شد و پس از آن اسیران را اعزام کردند؛ اما برپایه گزارش‌های دیگر، سرهای شهدا همراه با اسیران به شام فرستاده شدند.

        پیشنهاد می کنیم مقاله “مختار ثقفی که بود و چه کرد؟” را نیز مطالعه بفرمایید.      

احتجاج امام سجاد (ع) با پیرمرد شامی

پس از ورود اسرا به دمشق، آنان را وارد مسجد جامع شهر کردند و در کنار پلکان مسجد – جایی که اسرا را برای دیدن مردم نگه می‌داشتند- نگه داشتند و منتظر ماندند تا یزید به آنان اجازه ورود به مجلس بدهد. در این هنگام پیرمردی به آنان نزدیک شد و گفت: «خدای را سپاس که شما را هلاک کرد و مردم را از ستم شما آسوده ساخت و امیرمؤمنان را بر شما چیره ساخت.»

امام سجاد (علیه‌السّلام) به آن مرد فرمود: «ای پیرمرد آیا قرآن خوانده‌ای؟» گفت: «بله خوانده‌ام» امام (علیه‌السّلام) فرمود: «آیا این آیه قرآن را خوانده‌ای؟ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛ بگو من هیچ پاداشی از شما برای رسالتم در خواست نمی‌کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم).

پیرمرد گفت: «آری آن را خوانده‌ام.» امام (علیه‌السّلام) فرمود: «خویشان و نزدیکان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ماییم که خداوند دوستی ما را مزد رسالت خویش قرار داده است.»
حضرت (علیه‌السّلام) فرمود: «آیا آیه «و ءات ذوی القربی حقه؛ و حق نزدیکان را بپرداز.» 

را در قرآن خوانده‌ای؟» پیرمرد گفت: «آری آن را نیز خوانده‌ام.» امام (علیه‌السّلام) فرمود: «ای پیرمرد خویشان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ماییم.»

بار دیگر امام (علیه‌السّلام) پرسید: «ای پیرمرد آیا این آیه از قرآن را خوانده‌ای؟ «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی و الیتمی و المسکین وابن السبیل…. بدانید هر گونه غنیمتی که به دست آوردید، خمس آن برای خدا و برای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آن‌ها) است…»

اسیران کربلا چند نفر بودند؟

گفت: «این آیه را هم خوانده‌ام.» امام (علیه‌السّلام) فرمود: «بدان که منظور از ذوی القربی در این آیه ما هستیم.»
باز امام (علیه‌السّلام) پرسیدند: «آیا این آیه از قرآن را هم خوانده‌ای که «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت (علیهم‌السّلام) دور کند و کاملا شما را پاک سازد.» »

پیرمرد گفت: «این آیه را هم خوانده‌ام.» امام (علیه‌السّلام) فرمود: «منظور از اهل بیتی که خداوند آنان را از رجس و پلیدی پاک کرد ماییم.»

در این هنگام پیرمرد اندکی خاموش شد و در حالی که از گفته هایش پشیمان شده بود، سرش را به آسمان بلند کرد و گفت: «پروردگارا من به پیشگاه تو از آن چه گفته‌ام و از دشمنی با آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) توبه می‌کنم و از دشمنان خاندان محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از انس و جن بیزاری می‌جویم. نقل شده که جاسوسان جریان این واقعه را به اطلاع یزید رساندند و او دستور قتل آن پیرمرد را صادر کرد.

3.5/5 - (2 امتیاز)
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.