معنی شعر ستایش به نام خداوند جان و خرد

همینک در مجله آنلاین زندگی با عنوان معنی شعر ستایش به نام خداوند جان و خرد در خدمت شما دوستان گرامی هستیم .

شعر بسیار زیبا و خواندنی ستایش توسط ابوالقاسم فردوسی سروده شده است .

گفتنی است ابوالقاسم فردوسی متولد سال ۳۲۹ قمری در طوس خراسان می باشد .

او شاعر حماسه سرای ایرانی و سراینده شاهنامه است .

فردوسی را حکیم سخن و حکیم طوس نامیده اند .

در ادامه این مطلب متن کامل شعر به همراه معنی آن را در سایت قرار داده ایم :

معنی شعر ستایش به نام خداوند جان و خرد معنی شعر ستایش به نام خداوند جان و خرد

معنی شعر ستایش به نام خداوند جان و خرد

{ به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد }

شعرم را با نام خالق و آفریننده جان و عقل آغاز میکنم که فکر و اندیشه آدمی به چیزی برتر و بالاتر از این نمیرسد .

{ خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای }

خداوند که مالک اسم و نام مکان است و رازق و روزی دهنده همه و ارشاد کننده همگان است .

{ خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر }

خداوند متعال افلاک هفت گانه و آسمان در حال حرکت را آفریده است و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نــــــور و روشنایی بخشیده است .

{ به بینندگان آفریننده را نبینی مرنجان دو بیننده را }

با دو چشم ظاهری خود آفریننده را نمیبینی پس چشمان خودت را آزار نده که باید با چشم دل خدا را دید .

{ نیابد بدو نیز، اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه }

فکر و اندیشه آدمی نمی تواند آنگونه که شایسته خداوند است او را بشناسد چون ذات پروردگار فراتر از نام ها و مکان ها است .

{ ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت بست }

هیچکس نمیتواند خداوند را آنگـونه که شایسته اوست ستایش کند پس باید کمر بندگی و اطاعت از او را بست و در این راه تلاش کرد .

{ توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود }

هر کسی که دانا باشد بر هر کاری تواناست از دانش ، علم و آگاهی حتی دل انسان پیر هم جوان میشود .

این مطلب از دسته شعر برای شما عزیزان انتخاب شده است .