امام هادی(ع)چگونه به شهادت رسیدند؟

امام هادی(ع)چگونه به شهادت رسیدند؟

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با مطلب”امام هادی(ع)چگونه به شهادت رسیدند؟” در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

امام هادی (ع)در زمان عباسیان

دوران امامت امام هادی عليه السلام بيش از ۳۳ سال به طول انجاميد كه حدود سيزده سال آن را در مدينه سپرى كرد. در اين مدت، گروه هاى بسيارى از شهرهاى شيعه نشين ايران، عراق و مصر براى بهره گيرى از محضر امام به سوى مدينه آمدند.

امام در اين شهر چنان موقعيت و محبوبيتى بين مردم يافت كه دولتمردان عباسى، به شدت از اين وضع احساس خطر مى كردند. براى نمونه، بُرَيحه عباسى در نامه اى به متوكل نوشت:

«اگر تسلط بر حرمين شريفين را مى خواهى، على بن محمد عليه السلام را از اين شهر بيرون كن؛ زيرا او مردم را به سوى خود فراخوانده و عده بسيارى نيز دعوتش را پذيرفته اند…».

عباسيان كه هراس بسيارى از رهبرى شيعه و خطر حركت شيعيان برضد خود داشتند، به اين نتيجه رسيدند كه با دور كردن امام به عنوان قطب و محور تشيع از مدينه كه كانون تجمع شيعيان شده بود، به اين هدف دست يابند. بدين ترتيب، تبعيد و مراقبت نظامى را كه تجربه پيشين و موفق عباسيان به شمار مى رفت، دوباره در دستور كار قرار دادند.

تبعید امام به سامرا

هنگامى كه امام را به سامرا تبعيد كردند، بنا به دستور متوكل و براى تحقير امام، ايشان را در محلى كه «خان صعاليك» نام داشت، و محل تجمع گدايان و بينوايان بود، جاى دادند.

«صالح بن سعيد»، با ديدن اقامتگاه حضرت، به ايشان عرض كرد: «اى فرزند رسول خدا! اين ستم كاران در همه امور سعى در خاموش ساختن نور شما دارند كه شما را در چنين محلى كه مكان نشستن گدايان و مستمندان است، جاى داده اند».

امام در پاسخ او فرمود: «اى پسر سعيد! آيا درك و معرفت تو در اين جايگاه است و گمان مى كنى كه اين امر سبب پايين آمدن شأن من مى شود؟» سپس براى تسكين او كه از دوستداران خاندان وحى بود و نيز براى نشان دادن مقام خود، با دست مبارك پرده را از جلوى چشمان او كنار زد و به او فرمود: «نگاه كن».

صالح بن سعيد مى گويد: «باغ هايى زيبا و آراسته، نهرهايى جارى و درختانى سرسبز ديدم كه عطرى دل نواز از آن ها به مشام مى رسيد و حور و غلمان بهشتى در آن ديده مى شد كه بسيار سبب شگفتى من شد». آن گاه امام به او فرمود: «اى پسر سعيد! ما هر جا باشيم، اين ها از آن ماست. حال مى بينى كه ما در خان صعاليك نيستيم.»

امام را پس از يك روز اقامت در خان صعاليك، به خانه اى كه در يك اردوگاه نظامى قرار داشت، بردند. متوكل دستور داده بود تا در اتاق حضرت، قبرى بكنند تا بدين وسيله امام را از كنترل شديد خود آگاه و پيش از هر اقدامى، ابتكار عمل را از امام سلب كند.

«صقر بن ابى دلف» مى گويد: «هنگامى كه خدمت امام رسيدم و وارد حجره ايشان شدم، او را يافتم، در حالى كه بر حصيرى نشسته بود و پيش پايش قبرى كنده بودند. به او سلام كردم. ايشان پاسخ سلام گفت و فرمود: بيا بنشين. سپس از من پرسيد: براى چه آمده اى؟ گفتم: سرورم! آمده ام تا از شما حالى بپرسم. وقتى نگاهم به قبر افتاد، گريستم.

امام به من فرمود: اى صقر! لازم نيست براى من ناراحت باشى. فعلاً به من آسيبى نمى رسد. من خوشحال شدم و گفتم: خدا را شكر!»

شهادت امام هادی(ع)

 سرانجام توطئه دشمنان امام هادى عليه السلام براى ايشان به ثمر رسيد و وى به دستور «معتز» و سم «معتمد» كه در آب يا انار ريخته شده بود،[۲۰] مسموم شد.

«ابودعامه» مى گويد: «امام در بستر بيمارى بود و من براى عيادت نزد ايشان رفتم. هنگام بازگشت فرمود:

چون براى عيادت من آمدى، برگردن من حقى پيدا كردى و رعايت حق تو بر من واجب است. او در بستر بيمارى آرميده بود وشيعيان به ديدار امام مى آمدند. آن حضرت به صورت كتبى و شفاهى، امام پس از خود را به آنان معرفى كرد تا پس از شهادت او، شيعيان دچار سرگردانى نشوند.»

امام هادى عليه السلام، در سوم رجب سال ۲۵۴ ه.ق، به شهادت رسيد.

«احمد بن داود» مى گويد: «اموال بسيارى را كه خمس و نذورات مردم قم بود، با خود به قصد تحويل دادن به اباالحسن مى بردم. هنگامى كه رسيدم، مردى كه بر شترى سوار بود، پيش من آمد و گفت:

اى احمد بن داود و «اى محمد بن اسحاق»، من حامل نامه اى از سرورتان، ابالحسن هستم كه به شما نگاشته است: من امشب به سوى بارگاه الهى رخت برمى بندم. پس احتياط كنيد تا دستور فرزندم، امام حسن عليه السلام به شما برسد.

شهادت امام هادی

 

القاب امام هادی(ع)

«المرتضی»: که مشهورترین لقب ایشان است.

«الفقیه»: ایشان فقیه ترین فرد عصر و زمان خویش بودند و عالی ترین مرجع علما و فقها به شمار می رفتند.

«العالم»: حضرت، داناترین شخص زمان خود در مسائل و امور دینی، بلکه در تمام معارف و علوم بشری بودند.

«الامین»: ایشان در تمام امور دینی و دنیوی امین بودند.

«الطیب»: هیچ کس در زمان حضرت از ایشان پاکیزه تر و آراسته تر نبود.

«العسکری»: محل اقامت ایشان در سامرا «عسکر» نام داشت، از این رو به آن حضرت لقب عسکری داده شد.

مشهورترین القاب امام دهم(ع)، هادی و تقی است، به راستی آن حضرت مجسمه تقوا و هادی و هدایتگر جامعه اسلامی بود. و این سنّت فرزندان فاطمی و علوی است، پیوسته نورافشاندن و هدایت کردن و سپس مشعل هدایت را به هادی دیگر سپردن. و شیعه همیشه وامدار تعالیم و هدایتهای هادیان امّت است.

معجزه امام هادی(ع)

لشكر حیرت آور امام هادی ـ علیه السّلام

روزی متوكل برای ترساندن و ترك مبارزه‌ی امام هادی ـ علیه السّلام ـ دست به یك مانور بزرگ نظامی زد. دستور داد هزار سواره از لشكریان تُرك ارتش خود را كه در سامرا بودند هر كدام توبره‌ی علف خوری اسب خود را از خاك پر كرده و در جای وسیعی بریزند.

آنها اطاعت كردند و در نتیجه تل بزرگی چون كوهی عظیم در بیابان به وجود آمد كه آن را «تل فحالی» (تل توبره‌ها) نامیدند. آنگاه متوكل بر فراز آن رفت و از امام هادی ـ علیه السّلام ـ دعوت كرد تا او حاضر شود و بر روی تل قرار گیرد.

وقتی حضرت بر بالای آن قرار گرفت متوكل به او گفت:

تو را دعوت كردم تا لشكریانم را نظاره كنی، و به آنها دستور داده بود لباس جنگی بر تن و اسلحه بر دوش در پائین تل رژه بروند و آنها هم به بهترین وضع نظامی و هیبتی بزرگ خود را در برابر متوكل و دیدگان امام(ع)آشكار نمودند و هدف او این بود كه هر كسی را كه می‌خواهد بر علیه او مبارزه كند بترساند و البته ترس او بیشتر از امام هادی(ع)بود كه كسی را بر علیه او بشوراند.

امام ـ علیه السلام ـ كه لشكر او را مشاهده كرد و به هدف او آگاه بود به متوكل فرمود: من هم لشكرم را به تو نشان بدهم؟

متوكل: آری. امام ـ علیه السلام ـ خدای سبحان را خواند و دعا كرد ناگاه متوكل زمین و آسمان را پر از فرشته‌های مسلح دید و همان دم غش كرد. وقتی به هوش آمد امام ـ علیه السلام ـ فرمود: ما نمی‌خواهیم در امر دنیا با تو مناقشه‌ای داشته باشیم و به امر آخرت اشتغال داریم بنابراین گمانی بخود راه نده.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان،پایگاه اطلاع رسانی حوزه،سایت شبکه قرآن

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.