افسردگی پس از طلاق

افسردگی پس از طلاق

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با مطلب”افسردگی پس از طلاق ” در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

تنظیم زندگی پس از طلاق می تواند از چند هفته تا سالها طول بکشد. در طی آن مدت ، ممکن است طیف وسیعی از احساسات را تجربه کنید. همچنین ممکن است مستعد ابتلا به برخی شرایط ، از جمله اختلال استرس ، افسردگی و شرایط مختلف جسمی باشید.افسردگی ناشی از حوادث آسیب زای زندگی مانند طلاق با افسردگی بالینی متفاوت است. به آن اختلال سازگاری یا افسردگی موقعیتی گفته می شود.

در بعضی از افراد ، افسردگی پس از طلاق می تواند با رفتارهای دیگری مانند:

نادیده گرفتن مسئولیت ها
اجتناب از خانواده و دوستان
عملکرد ضعیف در محل کار به دلیل عدم تمرکز
دعوا کردن

اگر بعد از طلاق هر یک از این رفتارها را تجربه می کنید یا احساس افسردگی می کنید ، با مشاوری صحبت کنید که می تواند یک روش عملی را پیشنهاد کند یا یک شبکه پشتیبانی را پیشنهاد دهد.

افسردگی پس از طلاق
افسردگی پس از طلاق

علائم افسردگی پس از طلاق:

بیشتر افراد غم و اندوه را با افسردگی مرتبط می دانند. غم و اندوه تنها یکی از چندین علائم افسردگی است. علائم دیگری که هم در افسردگی بالینی و هم در موقعیت شایع هستند عبارتند از:

از دست دادن اشتها
از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید و سرگرمی ها
مشکل خواب یا بی خوابی
تحریک پذیری
خستگی
گریه های طولانی
مشکل در تمرکز
احساس ناامیدی و بدبینی و همچنین احساس شایستگی از دست رفته
افکار مربوط به خودکشی

تشخیص افسردگی مستلزم وجود حداقل پنج مورد از این علائم است.

زنان و مردان به طور متفاوتی افسردگی را تجربه می کنند. افسردگی در زنان غالباً به صورت غم ، بی ارزشی و احساس گناه بروز می کند. علائم افسردگی در مردان از تحریک پذیری و دشواری خواب گرفته تا استفاده از مواد مخدر است. به طور کلی ، زنان پس از طلاق بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند. با این حال ، مردان کمتر صحبت صریح در مورد افسردگی خود دارند.

چه موقع به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر علائم افسردگی بیش از دو هفته دارید ، با پزشک خود تماس بگیرید تا قرار ملاقات بگذارد. در صورت آماده شدن برای قرار ملاقات ، در صورت نیاز به پشتیبانی ، دوستی را به همراه خود بیاورید. علائم اصلی خود را بنویسید و این لیست را به همراه داشته باشید. همچنین ، هر دارو یا مکمل مصرفی را بنویسید.

پزشک شما ممکن است تجویز کند:

داروهای ضد افسردگی
داروهای ضد اضطراب
روان درمانی

آنها همچنین ممکن است توصیه کنند:

هنر درمانی
درمان های جایگزین مانند طب سوزنی یا ماساژ درمانی
روش های آرام سازی مانند یوگا یا یک کلاس ورزشی

افسردگی و طلاق:

اگر یکی از زوجین نوعی ناراحتی ذهنی مانند افسردگی بالینی داشته باشد ، خطر طلاق یک زن و شوهر دو برابر بیشتر است. اگر هر دو شریک زندگی از یک سطح ناراحتی ذهنی مشترک برخوردار باشند ، احتمال طلاق کمتری دارد ، این احتمال وجود دارد که کمتر طلاق بگیرند زیرا یکدیگر را بهتر درک می کنند و می توانند با چالش های سلامتی یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

رابطه بین دو نفری که هر دو دچار پریشانی ذهنی هستند بیشتر از اینکه رابطه ای بین دو نفر که پریشانی ذهنی ندارند ، در معرض خطر طلاق است. این امر محققان را بر آن داشته است كه نتیجه بگیرند كه ناراحتی ذهنی قبلی می تواند منجر به طلاق شود.

افسردگی پس از طلاق
افسردگی پس از طلاق

نکاتی برای مدیریت افسردگی پس از طلاق:

اگر احساس افسردگی می کنید به دنبال کمک باشید. با پزشک خود صحبت کنید ، اما همچنین صحبت با دوستان و اعضای خانواده یا پیوستن به یک گروه پشتیبانی را در نظر بگیرید.
طلاق بیش از زوجین دیگران را هم که اطراف آنها هستند را درگیر میکند. این امر همچنین بر فرزندان افرادی که طلاق می گیرند ، شبکه بزرگ خانواده و دوستان خانوادگی تأثیر می گذارد. داشتن یک شبکه پشتیبانی هنگام عبور از این فرآیند مهم است.

بعد از طلاق احساسات و افکار زیادی برای پردازش خواهید داشت. می توانید از پس آن برآیید و زندگی جدید را بدون همسرتان پیدا کنید. تعیین اهداف کوچک هر روز کمک می کند.تسلیم نشدن مهمترین چیز است. در روزهایی که به نظر می رسد هیچ کاری موثر نیست ، به خود یادآوری کنید که ارزش آن را دارید. آن را نقطه شروع خود برای روزهای آینده قرار دهید.

احساسات زیادی خواهید داشت و پردازش آنها می تواند انرژی زیادی ببرد. این می تواند احساس خستگی بیش از حد معمول را در شما ایجاد کند. در اینجا چند نکته برای رسیدن به مسیر بهبودی وجود دارد:

۱-نوشتن افکار

حتی اگر شبکه پشتیبانی دارید ، نوشتن افکار خود روش خوبی است.  نوشتن نامه به همسر سابق خود را به عنوان روش دیگری برای پاکسازی احساسات خود در نظر بگیرید. لازم نیست نامه را برای آنها بفرستید.

۲-روزانه ورزش کنید.

حتی وقتی دوست ندارید ورزش کنید. SourceTrusted Source نشان می دهد که بین ۲۰ تا ۴۰ دقیقه پیاده روی سریع سه بار در هفته به کاهش علائم افسردگی کمک می کند.

۳-غذای سالم بخور.

ممکن است بیش از حد معمول به سمت غذاهای راحت یا الکل بیفتید. غذاهای سالم را در اطراف خود نگه دارید. به جای داشتن غذاهای ناسالم یا الکل ، خود را با تنقلات مفید مانند شکلات تلخ تدارک ببینید.

۴-به علایقتان توجه کنید.

با استحمام طولانی و بدون وقفه یا تماشای یک فیلم احساس خوب خود را تقویت کنید. اگر فرزند دارید ،سر خود را با آنها گرم کنید او را به پارک ببرید بازی دونفره انجام دهید خرید بروید و …

۵-کمک کننده را بپذیرید.

در این دوره از تنظیم ممکن است انرژی کمتری داشته باشید. اگر افراد در تهیه غذا ، تماشای فرزندان یا کارهای خانه به شما کمک می کنند ، بله بگویید. بعداً می توانید لطف کنید.

۶-اجتماعی تر شوید.

بودن در کنار مردم ممکن است آخرین کاری باشد که می خواهید انجام دهید ، اما می تواند به شما کمک کند تا با احساساتی که دارید کنار بیایید. وقت خود را با افرادی بگذرانید که می توانند گوش شنوایی شما را فراهم کنند اما در صورت لزوم مایل به کمک به تغییر وضعیت روحی شما نیز هستند.

۷-خواب.

افسردگی خطر بی خوابی را افزایش می دهد ، به نوبه خود خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. اگر در به خواب رفتن مشکل دارید ، یک روال شبانه اتخاذ کنید که به آرامش بدن و ذهن شما کمک کند ، مانند نوشیدن یک فنجان چای بابونه ، استحمام یا دوش گرفتن یا خواندن کتاب. از استفاده از موبایل و تبلت خودداری کنید زیرا می توانند از خوابیدن شما جلوگیری کنند.

۱۰ اثر طلاق بر روی کودکان

 هنگامی که کودکان درگیر می شوند ، طلاق می تواند یک وضعیت حساس باشد.شما در جای مناسب هستید واقعیت این است که طلاق بر کودکان تأثیر می گذارد – گاهی اوقات به طرقی که انتظار آن را ندارید. اما این ابودی و تاریکی نیست.

اگر احساس ضعف کردید، به خود یادآوری کنید که آنچه را که برای شما و خانواده شما مناسب است انجام می دهید. به جلو بروید ، تمام تلاش خود را برای برنامه ریزی ، درک علائم احتمالی هشداردهنده انجام دهید و خود را از نظر عاطفی در دسترس فرزند خود قرار دهید.

اثر طلاق بر روی کودکان

۱- آنها احساس عصبانیت می کنند.

بچه ها ممکن است از طلاق عصبانی شوند. اگر به آن فکر کنید ، منطقی است. تمام دنیای آنها در حال تغییر است.

عصبانیت می تواند در هر سنی بروز کند ، اما به ویژه در کودکان و نوجوانان سنین مدرسه وجود دارد. این احساسات ممکن است از احساس رها شدن یا از دست دادن کنترل ناشی شود. عصبانیت حتی ممکن است به سمت داخل نیز هدایت شود ، زیرا برخی از کودکان خود را مقصر طلاق والدین خود می دانند.

۲- ممکن است از اجتماع کناره گیری کنند.

همچنین ممکن است متوجه شوید که کودک اجتماعی شما کاملا خجالتی یا مضطرب شده است. آنها احتمالاً در حال حاضر به فکر و احساس زیادی هستند. ممکن است به نظر بی علاقه یا حتی ترس از موقعیت های اجتماعی مانند معاشرت با دوستان یا شرکت در مراسم مدرسه باشند.

کمبود اعتماد به نفس با طلاق مرتبط است، بنابراین افزایش اعتماد به نفس و گفتگو با کودک شما ممکن است به او کمک کند تا دوباره از پوسته خود بیرون بیاید.

۳- فرزندان طلاق ممکن است از نظر تحصیل آسیب ببینند.

از نظر تحصیلی ، کودکانی که طلاق می گیرند نمرات کمتری کسب می کنند و حتی در مقایسه با همسالان خود با نرخ ترک تحصیل بیشتری روبرو می شوند. این تأثیرات ممکن است در اوایل ۶ سالگی دیده شود اما با رسیدن کودکان به سنین ۱۳ تا ۱۸ سالگی بیشتر قابل توجه است.

چندین دلیل ممکن برای این پیوند وجود دارد ، از جمله اینکه کودکان ممکن است در اثر افزایش درگیری بین والدین خود ، دچار غفلت ، افسردگی یا حواس پرتی شوند. با گذشت زمان ، با ادامه تحصیلات ، علاقه رفتن به دانشگاه در سطح دبیرستان ممکن است کاهش یابد و به علاقه کمتری برسد.

۴- آنها اضطراب جدایی را احساس می کنند.

در كودكان كوچكتر ممكن است علائم اضطراب جدایی مانند افزایش گریه یا چسبندگی وجود داشته باشد. البته ، این نیز یک مرحله رشد است که تمایل دارد از سنین ۶ تا ۹ ماهگی شروع شود و تا ۱۸ ماهگی برطرف شود.

هنوز هم ، کودکان نوپا و بزرگسالان ممکن است علائمی از اضطراب جدایی از خود نشان دهند یا ممکن است تمایل به ماندن کنار والدی را داشته باشند که اکنون آنجا نیست.

اثر طلاق بر روی کودکان
اثر طلاق بر روی کودکان

۵- الگوی خوردن و خواب آنها تغییر می کند.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ این سول را مطرح می کند که آیا فرزندان به معنای واقعی کلمه وزن طلاق را تحمل می کنند یا نه. در حالی که شاخص توده بدنی (BMI) در کودکان بلافاصله تأثیری ندارد ، ممکن است BMI با گذشت زمان “به طور قابل توجهی” بالاتر از کودکانی باشد که طلاق نگرفته اند. و این تأثیرات به ویژه در کودکانی که قبل از ۶ سالگی جدایی را تجربه می کنند ، مشاهده می شود.

کودکان در اکثر گروه های سنی نیز با مشکلات خواب روبرو هستند که ممکن است در افزایش وزن نقش داشته باشد. این امر به بازگشت به عقب برمی گردد ، اما شامل مواردی مانند کابوس یا اعتقاد به هیولاها یا موجودات خارق العاده دیگر است که باعث ایجاد اضطراب در زمان خواب می شود.

۶- ممکن است طرفین را انتخاب کنند.

هنگامی که والدین با هم درگیر می شوند ، تحقیقات توضیح می دهد که کودکان هم اختلاف نظری و هم تعارض وفاداری را تجربه می کنند. این فقط یک روش فانتزی برای گفتن این است که آنها از اینکه در وسط گیر کرده اند احساس ناراحتی می کنند و نمی دانند که آیا باید پدر یا مادر دیگری را کنار دیگری قرار دهند.

کودکان همچنین ممکن است ناراحتی خود را با افزایش درد معده یا سردرد نشان دهند.

تعارض وفاداری ممکن است با بزرگتر شدن کودکان بارزتر شود و در نهایت منجر به قطع کامل تماس با یکی از والدین شود (اگرچه ممکن است والدین انتخاب شده با گذشت زمان تغییر کند).

۷-کودکان طلاق دچار افسردگی می شوند.

در حالی که کودک در ابتدا ممکن است از طلاق احساس کم و اندوه کند ، اما مطالعات نشان می دهد که فرزندان طلاق در معرض ابتلا به افسردگی بالینی قرار دارند. تعداد از آنها در معرض خطر بیشتری برای تهدید یا اقدام به خودکشی هستند.

اگرچه این مسائل می تواند کودکان را در هر سنی تحت تأثیر قرار دهد ، اما بیشتر در کودکان ۱۱ ساله و بیشتر برجسته می شود. طبق آكادمی اطفال آمریكا ، پسران ممكن است بیش از دختران در معرض افكار خودكشی باشند.به همین دلیل درخواست کمک از یک متخصص بهداشت روان بسیار مهم است.

۸- آنها رفتارهای مخاطره آمیز انجام می دهند.

مصرف الکل و مواد مخدر ، رفتار پرخاشگرانه ، و مقدمه ای زود هنگام فعالیت جنسی نیز ممکن است. به عنوان مثال ، مطالعات نشان می دهد دختران نوجوان در سنین بالاتر وقتی در خانه ای زندگی می کنند که پدر در آن زندگی نمی کند ،با جنس مخالف رابطه برقرار میکنند.

۹-آنها با مشکلات در روابط خود روبرو هستند.

سرانجام ، مطالعات نشان می دهد که وقتی والدین طلاق می گیرند ، این احتمال وجود دارد که بچه های آنها در موقعیت بزرگسالان قرار بگیرند. ایده در اینجا این است که شکاف بین والدین ممکن است نگرش کودک نسبت به روابط را به طور کلی تغییر دهد. آنها ممکن است کمتر درگیر روابط طولانی مدت و متعهدانه شوند.

و زندگی از طریق طلاق به بچه ها نشان می دهد که گزینه های زیادی برای مدل های خانواده وجود دارد. این تحقیق همچنین نشان می دهد که کودکان ممکن است زندگی مشترک را  انتخاب کنند.
هیچ راهی وجود ندارد – صحبت در مورد طلاق با فرزندان سخت است. و هنگامی که در مرحله طلاق هستید ، احتمالاً قبلاً به آن فکر کرده اید و میلیون ها بار در مورد آن صحبت کرده اید.

با این حال ، فرزندان شما ممکن است هیچ سرنخی از آنچه اتفاق افتاده است نداشته باشند. یک بحث آزاد و صادقانه می تواند کمک کند.

دکتر لیزا هریک، نکاتی را درباره فرزندان طلاق به اشتراک می گذارد:

۲ تا ۳ هفته قبل از شروع جدایی موضوع را خوب مطرح کنید. این به بچه ها کمی زمان می دهد تا شرایط را پردازش کنند.

صحبت را در فضایی آرام و بدون حواس پرتی انجام دهید. همچنین ممکن است بخواهید اطمینان حاصل کنید که بعداً هیچ تعهدی فوری برای شما وجود ندارد. به عنوان مثال ، یک روز آخر هفته ممکن است بهترین باشد.

قبل از این که کودک خود را در جریان بگذارید ، یک یا حدوداً یک روز به معلم فرزند خود بگویید.البته می توانید درخواست کنید که معلم این حرف را به فرزند شما نزند ، مگر اینکه فرزندتان آن را به او بگوید.

همه چیز را به فرزندتان توضیح دهید، مانند اینکه چطور شما و شریک زندگی خود به راحتی تصمیم نگرفتید. در عوض ، شما مدتها در مورد این فکر کرده اید که پس از آزمایش روشهای دیگر برای بهتر شدن کارها.

به کودک خود اطمینان دهید که این جدایی در پاسخ به رفتار او نیست. به همین ترتیب ، توضیح دهید كه چگونه فرزند كوچك شما آزاد است كه به طور كامل و برابر هر یك از والدین را دوست داشته باشد.

و حتماً به کودک خود اجازه بدهید تا احساسش را بروز دهد.”همه احساسات احساسات عادی هستند. ممکن است احساس نگرانی ، عصبانیت یا حتی غمگین شوید و این اشکالی ندارد. ما این احساسات را با هم کنار خواهیم کذاشت. “

اوضاع حتی در همکاری های جدی در تقسیم بندی ها نیز می تواند سخت شود. طلاق موضوع آساني نيست. اما فرزندان شما از شفافیت و درک شما از مشارکت در این شرایط قدردانی خواهند کرد.

چند نکته دیگر برای کمک به فرزندان طلاق در کنار آمدن:

فرزندتان را تشویق کنید که با شما صحبت کند. توضیح دهید که شما قلبی امن برای تقسیم هر احساسی که ممکن است داشته باشند هستید. سپس ، از همه مهمتر ، با گوش باز به هر چیزی که آنها می گویند گوش دهید.

بدانید که تمام مراحل کار بچه ها متفاوت است. آنچه برای یکی از فرزندان شما مفید است ممکن است برای دیگری مفید نباشد. به هر عملكرد یا نشانه دیگری كه می بینید توجه كنید و بر این اساس روش خود را محكم كنید.

سعی کنید در صورت امکان تعارض بین خود و همسرتان را از بین ببرید (و ممکن است همیشه این امکان وجود نداشته باشد). وقتی والدین در مقابل بچه های خود دعوا می کنند ، ممکن است منجر به “جانبداری” یا وفاداری به یکی از والدین نسبت به دیگری شود.

در صورت نیاز به کمک به مشاور مراجعه کنید. این ممکن است در قالب سیستم پشتیبانی خانواده و دوستان شما باشد. اما اگر کودک شما شروع به نشان دادن برخی علائم هشدار دهنده کرده است ، با پزشک متخصص اطفال یا یک متخصص بهداشت روان تماس بگیرید. نیازی نیست که به تنهایی با مسائل روبرو شوید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.