ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر ۸ ساله

ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر ۸ ساله

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر ۸ ساله در خدمت شما عزیزان هستیم .

ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر 8 ساله (3)

حدود ۲ هفته پیش پارسا ۸ ساله به همراه خانواده برای صرف ناهار در حوالی امام زاده هاشم گم می شود و تلاش ها برای پیدا کردن این پسر بچه ۸ ساله همچنان ادامه دارد .

محسن قندی پدر پارسا می گوید :

بعداز ظهر ۱۱ تیرماه به همراه خانواده از شما برمی گشتیم که در حوالی امام زاده هاشم در یک مکان بنام نقشه شاه نزدیک به یک رودخانه برای صرف ناهار توقف کردیم . مشغول آماده کردن غذا بودیم که خواهرم سراغ پارسا را گرفت . پارسا کمی دور تر از ما در نزدیکی دو ماشین که توقف کرده بودند داشت بازی می کرد که ناپدید شد .

من و خانواده ام تا هرجا که می توانستیم جستجو کردیم اما بی فایده بود سپس با امدادگران هلال احمر و پاسگاه گزنگ تماس گرفتیم بعد از اینکه ماجرا را شرح دادیم به سرعت خودشان را به آنجا رساندند .

وقتی امدادگرن به محل گم شدن پسرم رسیدند گفتند به احتمال زیاد پارسا در آب افتاده اما من احتمال دزدیده شدن پسرم را هم می دهم .

امدادگران و غواصها تا پاسی از شب به تلاش و جستجوی خود برای پیدا کردن پارسا پسربچه ۸ ساله ادامه دادند اما موفق به پیدا کردن او نشدند .

صبح روز بعد دوباره تلاش ها را از سر گرفتند و استخرهای پرورش ماهی ، کارخانه‌های سنگ ، روستاهای اطراف و تمامی مکانها در اطراف رودخانه را جستجو کردند اما پارسا نبود .

سپس به تهران آمدم و بسیاری از دوستان و آشنایانم برای پیدا کردن پارسا بسیج شدند .

ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر 8 ساله (2)

ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر 8 ساله (1)

ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر ۸ ساله

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 

2 دیدگاه در “ماجرای گم شدن پارسا قندی پسر ۸ ساله

با سلام امشب از کانال من و تو مترجه شدم دو ماه پارسا گم شده بنده جون تجربه این مورد را دارم از پدر پارسا میخوام به اشخانه ده ملا حسن برود جریان را به ملا بگوید یک عکس پارسا را با خود ببرد من قول صد در صد میدم که پارسا را پیدا میکند انشالاه لطفا حتی اگه به نظرشان منطقی نیامد حتما برود اگه شماره ملا را گم نکرده بودم خودم الان ازش میپرسیدم لطفا بعد رفتن خبرشو به من بدید

سلام
من هم دیشب خبر گمشدن پارسا رو از من و تو شنیدم خیلی متاسف شدم اخه خودم صاحب دو فرزند هسم خودما مدتی جای این خانواده قرار دادم اندوه عظیمی قلبم رو فرا گرفت خیلی ساعات اندوهباری بود تا صبح خوابم نبرد و همش واسه پیدا شدنش دعا کردم با خودم گفتم ای کاش تمام مردم ایران واسه پیدا شدنش دست یاری میدادن به دست بابابی پارسا.
تو خواب وبیداری که رو کاناپه دراز کشیده بودم کلمه ار انگلیسی جلوی چشمم ظاهر شد بعد یک تریلی و بعدش بچه ای که لباس ابی پوشیده بود و یک جایی خوابیده بود به هم الهام شد که اون زنده و صحیح و سالم یک جایی و یا توشهری که با حرف ر شروع میشه باشه و به نوبه خودم احساس مسولیت کردم و واسه اینکه کمکی کرده باشم انچه در حالت خاص دیشب تو حالت خواب و بیداری دیدم رو به اطلاع بابای پارسا بگم امیدوارم بزودی زود خبر خوش پیدا شدنش رو بگیریم
کورش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.