شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

در ادامه این مطلب از فارسی ها شعر درباره دفاع مقدس ۹۶ را برای شما کاربران گرامی گردآوری کرده ایم .

امیدواریم موردپسند شما عزیزان قرار بگیرد .

شعر و متن درباره دفاع مقدس 96 شعر درباره دفاع مقدس 96

شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

شعر یاد ققنوس

با تو می شد تا ستاره پر کشید / طرحی از شوق کبوترها کشید ..

با تو می شد عشق را آغاز کرد / در هوای عاشقی پرواز کرد ..

با تو حتی آسمان آبی تر است / چشمهای قاصدک بی تو، تر است ..

با تو می شد آب را احساس کرد / باغ را لبریز عطر یاس کرد ..

با تو حتی عشق، عاشق می شود / یادی از داغ شقایق می شود ..

با تو شبها، نور باران می شود / شهر ما لبریز عرفان می شود ..

با تو می شد لاله را باور کنیم / آسمان دیده را ساغر کنیم ..

بی تو من حس کرده ام ققنوس را / بر دل خود بسته ام ناقوس را ..

بی تو مرگ خویش را بوکرده ام / با غم تنهاییم ، خو کرده ام ..

با تو می شد بوی باران را شنید ! / قطره ای از آب دریا را چشید ..

ای بهار جاودانی! ای شهید ! / ای وجودت آسمانی ! ای شهید !

یاد تو، یاد تمام لاله هاست / معنی احساس خوب ژاله هاست ..

مجید وفایی شاهی

.

شعر یادمان نرفته است

روزهای آتش و انتظار و انفجار یادمان نرفته است ..

سینه ها داغدار، نخلهای سربدار یادمان نرفته است ..

چکمه های پرزخون ، عشق و ترکش جنون ، پاتک و تک و نبرد ..

ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار ، یادمان نرفته است ..

کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال ، لا له های بی سرو ..

دستهای مانده بر سیمهای خار دار ، یادمان نرفته است ..

صبر و استقامت در خدا خلاصه ها ، مردهای بی نشان ..

در اسارت و غریب همچو نخل استوار ، یادمان نرفته است ..

حجله حجله عاشقی در جزایر عطش فتح سنگر جنون ..

خیبر و محرم و کربلای پنچ و چار ، یادمان نرفته است ..

حک شده است بر دل و یادمان نمی رود ، جای جای شهرمان ..

مانده خون هر شهید همچو نقش یادگار ! یادمان نرفته است !

آزاد کاعباسی

.

به پیشگاه سبز شهید

بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن / تمام لحضه هایم را به لبخندی معطر کن ..

نمی دانم چگونه ؟ سنگر و تسبیح و سجاده / برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن ..

تو مانند منورهای جبهه روشن روشن ! / دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن ..

تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر ! / برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن ..

منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده / بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن ..

الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه / زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن ..

و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد ! / گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن !

ملیحه قاصدیان

.

شعر درباره دفاع مقدس 96 شعر درباره دفاع مقدس 96

شعر درباره دفاع مقدس

خداحافظ

خداحافظ و بعد از این مرا دیگر نخواهی دید ..

خبر این بود آری یک پرستو از قفس کوچید ..

غروب سرد پاییز و سبدهای پر از سیبت ..

همان جایی که مجنون بود و آن سرو و درخت بید ..

کمی دیر آمدی اما … غزل از چشم تو می ریخت ..

سلامت دادم و دستت به رویم عطر گل پاشید ..

میان باد و آتش از هیاهوی خزان گفتیم ..

تو طوفانی ولی یک آن خیالت آشنا خندید ..

شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

نگاهم در نگاه تو ، صمیمانه تر از هر روز ..

که دستی آمد و نا گاه تو را از آسمانم چید ..

به یکباره تنم یخ زد ، نبودی من نمی دیدم ..

و باران بود می آمد ، زمین هم گاه می لرزید ..

عبور سال و ماه و انتظاری سخت طولانی ..

ببین با این دل غمگین عزیز من! چه ها کردید !؟

دوباره با شکوهی خاص دیروز از سفر آمد ..

همان یوسف ، همان عاشق صدایش در زمان پیچید ..

«سلام و یک خداحافظ ، تمام فرصتم این است ..

پس از ده سال یک هدیه ، پلاکم را نمی خواهید ؟

فرحناز صفری

.

بسیجی ها

آه ، ای برادران که مهیای جاده اید / عزمی گران به کوله خود جای داده اید ..

داغ کدام گمشده را جار می زنید / ای نامه ها چه پر گله و سر گشاده اید ..

مبهوتم از دوام سپرهای عشقتان / کاینگونه در کشاکش سنگ ایستاده اید ..

آهسته تر که ما به شما اقتدا کنیم / ای تک سوار ها که به ظاهر پیاده اید ..

ای بطن آفتاب حقیقت ، سرایتان / ثابت شدست روشن و خورشید زاده اید ..

در آسمان جلوه سبکبار می روید / دل را به خانه های زمین جا نهاده اید ..

نان و پنیر خشک شما آرزوی ماست / حسرت ! قلندران ! که چه با حال و ساده اید ..

محمد حسین حسنی شهرودی

.

شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

.

شهید فهمیده

نوجوانی جبهه ها را درک کرد بازی پس کوچه ها را ترک کرد ..

رفت تا خط مقدم تا خدا رفت تا معنا کند آیینه را ..

صورتش را با چفیه بسته بود عزم او انگیزه ای پیوسته بود ..

مادر پیرش پر از دلواپسی پشت پایش نور می ریزد بسی ..

«دست حق پشت و پناهت ای پسر دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر» ..

آن بسیجی نبض فردا را گرفت نبض فردایی فریبا را گرفت ..

رفت تا در جبهه ها زیبا شود نیمه گم گشته اش پیدا شود ..

خاک ایران را حمایت می نمود خونفشانی را روایت می نمود ..

«تکه ای از آسمان مال من است راه پرواز من از این روزن است» ..

جبهه درها را به رویش باز کرد او خودش را تا خدا آغاز کرد ..

بوی باروت و مسلسل، بوی خون جانفشانی های پی در پی، جنون ..

واحد پول جنون پروانگی است شعله های آتش و دیوانگی است ..

یورش دشمن، شقایقهای سرخ عشق تا اوج دقایقهای سرخ ..

تانکها ناگاه پیدا می شوند بی خدا یی ها هویدا می شوند ..

جز اسارت چاره ای دیگر نبود ..

نوجوان اما پر از دلدادگی است او پر از انگیزه آزادگی است ..

داخل دستان او نارنجکی است وای! این با زندگی بیگانه کیست ؟

او که این سان مست و بی پروا شده او که این سان عاشق و شیدا شده ..

سنگر خود را رها کرد و پرید پرده های خواب و رویا را درید ..

تانک دشمن ناگهان آتش گرفت نقشه گردنکشان آتش گرفت ..

یک کبوتر از میان شعله ها آسمان پرواز آبی تا خدا ..

رضا حدادیان

.

پلاک های بی نشان

ای طلوع عشق در امواج خاک ساحل خورشید چشمانت کجاست ..

روح تو می تابد از معراج خاک بغض دریا ذوق توفانت کجاست ..

آمدم برخیز دستم را بگیر ورنه من این راه را گم می کنم ..

ای تو را دریا و توفان در ضمیر گر نتابی ماه را گم می کنم ..

می گذشت از روی سنگر عطرخیز بوی صبح یاس های کهکشان ..

باز می تابد ز عمق خاکریز یک چفیه , یک پلاک بی نشان ..

در تفحص از حریم آفتاب خاک ها را می زند یک سو دلم ..

می شود پیدا نسیم سبزآب مثل دریا می شود از او دلم ..

خفته اما روی گلفرش سحر در کنارش کوله باری از امید ..

بار دیگر می گشاید بال و پر می رود تا کهکشانها این شهید ..

زخم عاشورا نمایان بر تنش می وزد از پیکرش بوی حسین ..

نقش بود این جمله بر پیراهنش عشق یعنی « زائر کوی حسین » ..

.

شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

.

بیاد مردان هورالعظیم و فتح المبین

الهی به آنان که پرپر شدند پر از زخم های مکرر شدند ..

به آنان که چون پرده بالا زدند قدم در حریم تماشا زدند ..

به آنان که کارون خروش آمدند چنان خون کارون به جوش آمدند ..

به آنان که زخمی ترین بوده اند شهیدان میدان مین بوده اند ..

همانان که از مهر فرزند خویش بریدند یکباره پیوند خویش ..

بریدند تا وصل آسان شود نیستانه درد درمان شود ..

همانان که روح روان داشتند سفرنامه آسمان داشتند ..

همانان که دلداده او شدند کبوتر کبوتر پرستو شدند ..

پرستو پرستو فراز آمدند و بی سر سرافراز باز آمدند ..

که این خطه خاک سرافرازی است همه همت و شور جانبازی است ..

به تکبیر آن دم که دم می زدند سکوت زمان را به هم می زدند ..

شب عاشقی را رقم می زدند همانان که بر مین قدم می زدند ..

از آنان که تنها پلاکی به جاست کمی استخوان، مشت خاکی به جاست ..

الهی به آوازه این حریم به هورالهویزه به هورالعظیم ..

به دشتی که پیوسته عباس داشت که بی دست هم خیمه را پاس داشت ..

به رمزی که چون نام خیبر گرفت غریبانه از ما برادر گرفت ..

خبر بود و تکرار خمپاره ها جگرگوشه ها، پاره پاره رها ..

خطر، رمل، توفان شن، ماسه ها زمین، مین، کمین، رد قناسه ها ..

خطر پشت هر لحظه پا می گرفت زیاران ما دست و پا می گرفت ..

و آن لحظه هایی که خمپاره شصت میان نماز عزیزان نشست ..

نمازی که یک رکعتش پاره شد تشهد پر از موج خمپاره شد ..

کجایند مردان والفجر هشت که از خونشان دشت گلپوش گشت ..

کجایند مردان فتح المبین کجایند اسطوره های یقین ..

کجایند آنان که بالی رها داشتند گذرنامه کربلا داشتند ..

کجایند آنان که فردایی اند همانان که فردا تماشایی اند ..

.

شعر درباره دفاع مقدس ۹۶

.

همچنین در فارسی ها بخوانید :

استاتوس و پیامک هفته دفاع مقدس ۹۶

اس ام اس هفته دفاع مقدس سال ۹۶