داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

در ادامه این مطلب از فارسی ها با داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی در خدمت شما عزیزان هستیم .

داستان آموزنده مرد خسیس

داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

یک مرد خسیس همه دارایی اش را فروخت و طلا خرید . او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش مخفی کرد و هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد .

تکرار این کارهای مرد خسیس باعث مشکوک شدن یکی از همسایگانش شد تا اینکه یک روز همسایه مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت .

روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت سپس شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد .

یک رهگذر او را دید و پرسید : چه شده ؟

مرد خسیس حکایت دزده شدن طلاها را برای رهگذر تعریف کرد . رهگذر گفت : این که ناراحتی ندارد . سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست تو که از آن استفاده نمیکنی پس سنگ و طلا چه فرقی برای تو دارد ؟

ارزش هر چیزی در استفاده از آن است نه در داشتن آن . اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید .

بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر می شود .

دارایی شما حساب بانکیتان نیست . دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است که برای کمک به دیگران به گردش در می آورید …

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.