انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا ، جالب و خواندنی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

در ادامه این مطلب برای شما عزیزان نمونه ای از انشای خواندنی سرگذشت یک رود را آماده کرده ایم .

می توانید از متن آن ایده گرفته و یا جملات آن را تغییر دهید .

امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا

از کجا شروع شد ؟ چطور شد که من الان اینجا هستم ؟

اولین چیزی که در خاطرم هست این است که من از ابتدا اینجا بوده ام . حتما می پرسید چرا ؟

زیرا من قبلا و از همان ابتدا یک رود نبوده ام .

عده ای معتقدند که آب دریاها به مرور بخار می شوند و به آسمان می روند ،

سپس ابرها را تشکیل داده و دوباره به صورت باران به زمین برمی گردند .

برخی دیگر می گویند یخ ها و یخچال های طبیعی از بالای کوه ها شروع به ذوب شدن کرده و رودها از دل کوه ها جاری می شوند .

بعضی دیگر نیز می گویند رودها از دریاچه ها و دریاها جدا شده و به مسیر نامعلوم خود ادامه می دهند .

من خودم هم نمی دانم که آیا اینها درستند یا غلط !؟

فقط می دانم رود هستم ، زنده ام ، جاری ام و زندگی می بخشم .

شاید دلیل و نحوه به وجود آمدنم را ندانم اما هدفم را می دانم و به سمت آن در حال حرکت هستم .

من یک رود هستم و همیشه باید در حال حرکت و جنب و جوش باشم .

نباید هیچوقت بایستم و ثابت بمانم چون طبیعت من این نبوده و نیست .

من باید همیشه در حال جنبش و تکاپو و حرکت به سمت جلو باشم ، محصولات کشاورزان را آبیاری کنم ، به آدم ها زندگی ببخشم و …

در این مسیر مشکلات بسیاری برایم به وجود می آید اما هیچکدام از آنها مهم نیست .

من به مسیر و هدفم فکر می کنم .

تنها چیزی که به آن اهمیت می دهم و برایم مهم است ، هدفم است نه چیز دیگر !

گاهی در میان مسیر کودکان را می بینم که بازی می کنند ، من هم با آب پاشیدن به صورت و دست و پایشان با آنها بازی می کنم .

آدم ها با دیدن من ، خوشحال می شوند و درمی یابند زندگی همچان جریان دارد .

بعضی آدم های دیگر نیز زباله هایشان را در من ریزند و مرا ناراحت می کنند .

سرگذشت یک رود